حجت الاسلام محمد قطبی:
تبلیغ و ترویج دین، باید با ایده پردازی خوب و تیم کاربلد اجرایی به تبلیغی نوین و هوشمند تبدیل شود؛ وگرنه در دنیای امروز، ره به جایی نخواهیم بُرد.
کد خبر: ۵۹۰۲۳۶
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۱ 13 April 2018

به گزارش تابناک قم،بحث تبلیغ و ترویج دین و همچنین رشد و تعالی انسان و جامعه، امری منحصر به دیروز یا امروز و فردا نیست؛ بلکه امری است که در همه زمان‌ها و مکان‌ها مورد توجه بوده، هست و خواهد بود.

باید بپذیریم که در دنیای امروزه که می‌توان آن را با عنوان دوران پسا پُست مدرن یا تِرنس مدرن و البته هر عنوان دیگری که اندیشمندان مختلف آن را می‌پسندند، تعبیر کرد – سه ویژگی وجود دارد که چه بخواهیم و چه نخواهیم، این سه خصوصیت وجود دارد و نمی توان از آن گریخت.

ویژگی و خصوصیت نخست این است که در دنیای امروز ما، محصول، جایگزین انسان شده است و این بر خلاف دوران گذشته است که همه چیز، فقط حول محور انسان می‌چرخید.

این ویژگی، اگر با مفهوم بحث ما یعنی تبلیغ نوین در هم آمیخته شود، می‌توان چنین نتیجه گیری کرد که تبلیغ در طول تاریخ گذشته به صورت ارتباط شفاهی، چهره به چهره، نَفَس به نفس و مستقیم مورد توجه بوده است، اما در عین حال تردیدی هم وجود ندارد که دنیای امروزی به سمت دیگری در حال حرکت است، پس اگر دنیا با همین موج خود از ما عبور کند؛ ما عقب خواهیم ماند.

از این بحث می‌توان به این نکته رسید که باید، این موج را فهمید و البته گام دوم هم حاکم شدن و مدیریت این موج است تا شاید بتوانیم در آینده نه چندان دور، باز هم روش سنّتی خود، یعنی تبلیغ چهره به چهره و دوری از فضای مجازی را حاکم کنیم.

و اما ویژگی دوم دنیای امروز این است که اگرچه همچنان مرزهای جغرافیایی پابرجاست، اما در عین حال شاهد حاکمیت و سیطره مرزهای گفتمانی بر مرزهای جغرافیایی هستیم، به بیان دیگر امروزه آنقدر تعامل ها و امکانات ارتباطی در حال توسعه و پیشرفت است که نمی‌توان به بستن مرزها اکتفا کرد، همانگونه که با وجود همه محدودیت‌ها و کنترل‌ها، اندیشه‌های انحرافی و عرفان‌های کاذب به جوامع مختلف وارد شده اند، همچنان در حال ورود هستند و در آینده هم به نفوذ خود ادامه خواهند داد.

البته از این نکته هم نباید ناامید بود که می‌توان این مرزهای گفتمانی را مدیریت کرد تا جلوی بسیاری از مشکلات و انحرافات عقیدتی گرفته شود، اما حاکم شدن بر این فضا البته برنامه ای بلندمدت نیاز دارد که باید با دقت فراوان و برنامه ریزی دقیق به آن رسید.

سومین ویژگی دنیای امروزی در عرصه تبلیغ و اطلاع رسانی این است که سرمایه جدید در دنیای به ظاهر پیشرفته امروزی، سرمایه‌ای به نام ایده و خلاقیت است.

این نکته را می‌توان اینگونه بسط داد که زمانی در جهان، از منابع طبیعی به عنوان سرمایه نام بُرده می‌شد. پس از مدتی بود که این منابع طبیعی، جای خود را به منابع انسانی داد و کمی بعد، سرمایه های اجتماعی یا سرمایه های معنوی به عنوان سرمایه اصلی جوامع و حکومتها مطرح بودند؛ اما امروزه و پس از سپری کردن یک سیر تاریخی، به ایده های جدید و خلاقیت رسیده ایم که از آن به عنوان سرمایه جدید نام می‌بَرَند.

و اما پس از مورد توجه قرار دادن این سه ویژگی، باید بر این نکته هم اذعان کرد که فرهنگ و سبک زندگی ما امروزه فقط توسط ما ساخته نمی شود و آنچه در کف جامعه اتفاق می‌افتد، فقط حاصل مدیریت نسبی ما نیست؛ بلکه این سبک زندگی از جای دیگری می‌آید که نشاندهنده همین سیطره محصول بر انسان و چیرگی مرزهای گفتمانی بر مرزهای جغرافیایی است که در این باره، باید همگان و بویژه مسؤولان کشور پاسخگو باشند.

اکنون برای فائق آمدن بر این شرایط، ناگزیریم که اندیشه دینی را به محصولاتی مانند سنت و آئین، قانون، سیستم، الگو و حتی شعار و نماد، بازگردان و حتی ترجمه کنیم؛ چراکه زندگی امروزی، درست یا نادرست، غرق در اینهاست و فعلا برای بازنده نبودن در این عرصه؛ چاره ای جز این نیست.

و اما بخش مهمی از اندیشه دینی ما، فرهنگ برآمده از متون دینی ما و به‌ویژه قرآن، به عنوان سند خدشه ناپذیر دینی است که باید از طریق شاهراه‌هایی مانند ادبیات (شامل شعر و داستان و داستانک و رُمان و ضرب المثل‌ها و تمثیل‌ها و ...)، رسانه‌های نوین، محیط عمومی و فضاهای زندگی مانند شهرها و روستاها و همچنین سنت‌ها، آیین‌ها و رویدادها به مردم منتقل شود.

نکته پایانی درباره تبلیغ نوین دینی و قرآنی، توجه به پنج اصل بسیار مهم است که اگر در توسط افراد مختلف و در جایگاه‌های مختلف مورد توجه قرار گیرد و همگان بتوانند به آنها پایبند باشند قطعا شاهد اتفاقات و ثمرات بسیار مبارک خواهیم بود.

اصل اول این است که ایده خوب، دقیق و بهنگام، مهمترین رُکن در فرایند تبلیغ نوین دینی است که باید مورد توجه برنامه ریزان امر تبلیغ و مبلّغان قرار گیرد.

درباره ویژگی‌های ایده خوب، ساعت‌ها می‌توان سخن گفت، اما شاید مهمترین نکته این باشد که ایده خوب در درجه اول باید بتواند تبدیل به یک نهاد شود؛ یعنی باید بتواند گلیم خود را از آب بکشد و محتاج این و آن نباشد.

اصطلاحی که بنده در این باره به کار می‌بَرَم، اصطلاح "ایده‌های تاب آوَر" است که می‌توان آن را جایگزین اصطلاحاتی مانند تولید ثروت یا فن بازار و أمثال آن کرد.

اصل دوم پس از ایده خوب، داشتن یک تیم منسجم و هماهنگ برای اجرایی کردن آن ایده است، تیمی که اعضایش بتوانند با ایده یا ایده هایشان، زندگی کنند و حتی شب‌ها هم خواب آن را ببینند.

اصل سوم هم، وجود سیستم آموزشی کارآمد و رصد زمان و مکان برای نهایی کردن ایده در تیم است که می‌توان تعبیر "مانیتورینگ" را هم در این زمینه به کار بُرد.

اصول چهارم و پنجم در این باره، شاید به نظر دو اصل جانبی به نظر بیاید؛ اما نباید فراموش کرد که واقعا، مهم هستند و نباید از آنها غفلت شود.

یکی اینکه در حین اجرایی کردن ایده و حتی در رسیدن به گام‌های نخست موفقیت غرور را پس بزنیم و دیگر اینکه در این مسیر و در سختی ها و ناکامی‌های احتمالی، دُچار نااُمیدی نشویم.

بسیار دیده شده که برخی تیم‌های خوب ایده پرداز، در نخستین گام‌های موفقیت‌های اولیه، به دلیل آنکه هر یک از اعضای تیم، خود را دلیل موفقیت‌ها می‌دیده است به دو یا چند گروه تقسیم شده و یا به دلیل برخی سختی‌ها و مشکلات مسیر، از هم پاشیده اند.

همه این تجربیات نشان می‌دهد که سه اصل ابتدایی این پنج اصل بیان شده، باید با این دو اصل پایانی حمایت شوند و گرنه هر نوع ایده خوب و البته تیم خوب ایده پرداز می‌تواند با هر غرور و سختی، دُچار شکست و از هم پاشیدگی شوند.

بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که این پنج اصل مهم و حیاتی، اگر در هر حرکت و نگرشی مورد توجه افراد و برنامه ریزان باشد می‌تواند زمینه‌های لازم و کافی برای دستیابی به موفقیت را فراهم کند تا از این مسیر، شاهد نتایج و ثمرات مبارک و مطلوب باشیم.

منبع: فارس
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار