به گزارش خبرنگار تابناک استان قم، زندگیِ سیاسیِ چمران، خود روایتی پربار از تحولات نیمقرن اخیر ایران است؛ از شاگردیِ مهدی بازرگان و همراهی با آیت الله طالقانی در نهضت مقاومت ملی، تا تأسیس شاخهی خارج از کشورِ نهضت آزادی با دکتر علی شریعتی در آمریکا، و سپس حضور در لبنان بهعنوانِ یکی از بنیانگذارانِ جنبش امل بهمراه امام موسی صدر.
او پس از انقلاب، بیآنکه درگیرِ حاشیههای جناحی شود، هم نمایندهی مجلس بود، هم وزیر دفاع و نماینده امام، و هم فرمانده ستاد جنگهای نامنظم. چمران در قامتِ یک سیاستمدارِ میدانی، پلی بود میانِ نهادهای رسمی قدرت و نیروهای مردمی؛ او هماهنگکنندهی ارتش و بسیج بود و هرگز اجازه نداد اختلافهای سیاسی، وحدتِ جبههها را خدشهدار کند. برای او، سیاست نه بازیِ قدرت، که خدمتِ بیادعا و مسئولیتِ بیچونوچرا در برابرِ ملت بود.
امروز که فضای سیاسی کشور از هر سو با امواج تخریب، سوءظن، و کوتهبینی خطی مواجه است، فقدانِ چمرانها بیش از هر زمان دیگر خودنمایی میکند. جامعهای که نیازمند مدیرانی کارآمد و متعهد و دوراندیش است، اسیرِ جریاناتی شده که یا گروهِ تکنوکرات بیهویتاند یا گروهِ شعار زده بیتخصص . چمران، نه در یک قطب، که در اوجِ همآمیزیِ دانش، سیاست و اخلاق ایستاد؛ او به ما آموخت که میتوان در عینِ حضور در متنِ قدرت، از حاشیههای زهرآگینِ آن به دور ماند.
راهِ چمران، راهِ دوراندیشی و دلاوری، هشدار تاریخی به این روزگارِ مسموم است که بدون بازگشت به چنین الگویی از جامعیتِ نگاه، هر گونه وحدت و پیشرفت، صرفاً رویایی دستنیافتنی خواهد ماند.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
یادداشت: حسن بختیاری (فعال سیاسی فرهنگی)
انتهای پیام/