
به گزارش خبرنگار تابناک در استان قزوین، بلاتکلیفی مدیریتی در اداره کل آموزشوپرورش استان قزوین، از ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۴ و پس از بازنشستگی «حسنعلی اصغری،» مدیرکل اسبق این نهاد آغاز شد و اکنون وارد هفتمین ماه خود شده است.
سپردن امور به «سرپرست» اگرچه در کوتاهمدت میتواند مانع از توقف کامل فرآیندهای اداری شود، اما تداوم آن برای بیش از شش ماه، آن هم در آستانه بازگشایی مدارس، به پرسشی جدی درباره عزم وزارتخانه برای ثباتبخشی به مدیریت استان بدل شده است.
انتصاب «روحالله محمدخانی» به عنوان سرپرست اداره کل، در ابتدا اقدامی منطقی برای جلوگیری از خلأ مدیریتی تلقی میشد اما آنچه امروز با آن مواجه هستیم، گذر از مرحله «مدیریت موقت» به «وضعیت معلق» است. سرپرستی طولانیمدت، بهویژه در دستگاهی با گستردگی آموزشوپرورش، نه تنها اختیارات اجرایی را محدود میکند، بلکه انگیزه و توان برنامهریزی راهبردی را نیز تحتالشعاع قرار میدهد.
تجربه نشان داده است که مدیران سرپرست، به دلیل ماهیت موقت مسئولیتشان، از اتخاذ تصمیمهای ساختاری و بلندمدت پرهیز میکنند و این محافظهکاریِ ناخواسته، دقیقاً در مقطعی رخ میدهد که نظام آموزشی بیش از هر زمان دیگری به جسارت تصمیمگیری نیاز دارد.
آغاز سال تحصیلی، تنها یک رویداد تقویمی نیست؛ نقطه ثقل برنامهریزی آموزشی، پرورشی، نیروی انسانی و حتی بودجهای یک استان است. پروژه مهر، سازماندهی نیروها، ساماندهی فضاهای آموزشی، توزیع اعتبارات و هماهنگی با سایر نهادها، همگی نیازمند مدیریتی است که از پشتوانه قانونی و سیاسی کافی برخوردار باشد.
در نبود مدیرکل قطعی، هر تصمیم سرپرست میتواند از سوی ذینفعان با تردید مواجه شود یا در سلسلهمراتب اداری با تأخیر اجرایی شود. این ریسک، در سالی که آموزشوپرورش با چالشهای مزمن کمبود معلم، فرسودگی زیرساختها و انتظارات فزاینده اجتماعی روبهروست، قابل چشمپوشی نیست.

ابهام اصلی اینجاست که چرا با گذشت شش ماه، وزارت آموزشوپرورش هنوز تکلیف مدیریت ادارهکل استان قزوین را مشخص نکرده است؟ آیا اختلافنظرهای محلی و فشارهای سیاسی مانع از معرفی گزینه نهایی شده است؟ یا فرآیند ارزیابی و انتخاب مدیران، خود دچار بوروکراسی فرساینده شده است؟
در هر دو صورت، هزینه این تأخیر را نه مدیران بلکه دانشآموزان، معلمان و خانوادههای قزوینی میپردازند. وزراتخانه باید پاسخگو باشد که آیا «مدیریت سرپرستی» برای راهبری بزرگترین دستگاه تعلیموتربیت استان در حساسترین مقطع سال، کافی تلقی میشود؟
نکته تأملبرانگیز در وضعیت کنونی، تناقض میان «اختیارات محدود سرپرست» و «ضرورت تصمیمگیریهای کلان» است. از یک سو، سرپرست از نظر اداری موظف به حفظ وضع موجود و اجتناب از تغییرات بنیادین است؛ از سوی دیگر، آغاز سال تحصیلی، ذاتاً مستلزم تصمیمسازیهای جدید و گاه بازنگری در رویههای گذشته است.
این دوگانگی، عملاً مدیریت استان را در موقعیتی پارادوکسیکال قرار داده که خروجی آن، یا انفعال است یا تصمیمهایی شکننده که با آمدن مدیر جدید ممکن است نقض شوند. چنین فضایی، اعتماد بدنه کارشناسی و اجرایی آموزشوپرورش را نیز فرسایش میدهد.
تداوم این وضعیت، تنها به پروژه مهر محدود نمیماند. بلاتکلیفی مدیریتی، به مرور بر روحیه کارکنان، انگیزه مدیران مدارس و حتی مشارکت اولیا اثر منفی میگذارد. وقتی مدیران میانی ببینند که بالاترین سطح مدیریت استان ماههاست در وضعیت موقت به سر میبرد، احتمال اینکه برنامهها را جدی نگیرند یا اجرای آنها را به تأخیر بیندازند افزایش مییابد.
از سوی دیگر، این بیثباتی میتواند به الگویی برای سایر استانها تبدیل شود و در نهایت، اعتماد عمومی به توانایی وزارتخانه در اداره نظام آموزشی را خدشهدار کند.
مطمئنا آموزشوپرورش قزوین، امروز بیش از هر زمان دیگری به «مدیریت مستقر، پاسخگو و دارای اختیار» نیاز دارد. تداوم سرپرستی حدود هفتماهه، نه با منطق اداری قابل توجیه است و نه با ضرورتهای پیش روی نظام تعلیموتربیت در آستانه مهر.
از وزارت آموزشوپرورش انتظار میرود هرچه سریعتر با شفافیت کامل، تکلیف مدیریت این استان را روشن کند. در غیر این صورت، باید پاسخگوی پیامدهای احتمالیِ یک سال تحصیلیِ آغازشده با بلاتکلیفی باشد.
گزارش: محمدمهدی موسیلو