
به گزارش تابناک از استان ایلام در دنیای کنونی، الکتریسیته دیگر یک کالای رفاهی یا امتیازی برای طبقه مرفه نیست؛ برق اکسیژنِ دنیای معاصر است. وقتی سخن از هدف قرار دادن نیروگاههای برق به میان میآید، در واقع سخن از قطع کردن جریان زندگی در مویرگهای ملت است. تهدید اخیر در خصوص انهدام زیرساختهای انرژی، در حقیقت حمله به ابتداییترین حقوق انسانی و نقض آشکار تفاهمنامههای بینالمللی است که برای محافظت از غیرنظامیان در زمان جنگ تدوین شدهاند.
شاید در نگاه اول، برق تنها ابزاری برای روشنایی به نظر برسد، اما واقعیت در جزئیات زندگی روزمره نهفته است. یخچال یک منزل معمولی، صرفاً جعبهای برای خنک نگه داشتن نوشیدنیها نیست؛ بلکه انبار اصلی امنیت غذایی یک خانواده است. در شرایط اقتصادی کنونی، از بین رفتن ذخایر غذایی یک خانواده به دلیل قطع طولانیمدت برق، میتواند به معنای گرسنگی و فشار مالی غیرقابل جبران باشد. فراتر از آن، در بسیاری از خانهها، زندگی سالمندان و بیماران به دستگاههای اکسیژنساز و تجهیزات پزشکی وابسته است که بدون برق، تنها در عرض چند دقیقه به فلزاتی بیجان تبدیل میشوند. حمله به نیروگاه، در حقیقت حمله به حریم امن همین زندگی است.
اگر میگوئیم خانهها آسیب میبینند، از دیگر سوی باید بگوئیم که بیمارستانها به مسلخ تبدیل میشوند. علیرغم وجود ژنراتورهای اضطراری، هیچ مرکز درمانی پیشرفتهای نمیتواند برای مدت طولانی بدون شبکه سراسری برق دوام بیاورد. اتاقهای عمل، بخشهای مراقبت ویژه (ICU)، نوزادانِ قرار گرفته در انکوباتور و دستگاههای دیالیز و ... همگی به جریانی پایدار از انرژی وابستهاند. قطع برق سراسری به معنای توقف جراحیهای حساس و خاموشی دستگاههایی است که تپش قلب صدها هزار نفر را تنظیم میکنند. از منظر اخلاق پزشکی و حقوق بشر، هر اقدامی که آگاهانه منجر به فلج شدن سیستم درمانی شود، تفاوتی با کشتار مستقیم ندارد.
کارخانهها و واحدهای تولیدی، موتور محرک معیشت مردم هستند. توقف چرخ تولید به معنای بیکاری گسترده، نایاب شدن کالاهای اساسی و فروپاشی زنجیره تأمین است. اما بحران به اینجا ختم نمیشود؛ سیستمهای تصفیه آب و پمپاژ فاضلاب در شهرهای بزرگ کاملاً به انرژی الکتریکی وابستهاند. از کار افتادن این زیرساختها یعنی قطع دسترسی به آب آشامیدنی سالم و شیوع بیماریهای واگیردار که میتواند تلفاتی به مراتب بیشتر از بمبارانهای مستقیم برجای بگذارد.
از منظر حقوق بینالملل، زیرساختهای انرژی که بخش بزرگی از نیازهای غیرنظامیان را تأمین میکنند، جزو «اهداف غیرنظامی» محسوب میشوند.
۱. پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو (۱۹۷۷): طبق ماده ۵۲ این پروتکل، حملات باید صرفاً محدود به اهداف نظامی باشد. نیروگاههایی که برق منازل، بیمارستانها و سیستمهای شهری را تأمین میکنند، ماهیت غیرنظامی دارند.
۲. ماده ۵۴ پروتکل اول: حمله به اموالی که برای بقای جمعیت غیرنظامی ضروری هستند (مانند تأسیسات آب که به برق وابستهاند) صراحتاً ممنوع است.
۳. اصل تناسب حتی اگر بخشی از برق صرف امور نظامی شود، طبق قوانین بینالمللی، آسیب جانبی وارده به جمعیت غیرنظامی نباید نسبت به مزیت نظامیِ مستقیم و ملموس، بیش از حد و نامتناسب باشد. خاموش کردن کل یک کشور و محروم کردن میلیونها انسان از حقوق اولیه، مصداق بارز جنایت جنگی و مجازات دستهجمعی است.
امروزه نهادهای حقوق بشری جهان، «حق بر انرژی» را به عنوان یکی از پیششرطهای تحقق حق حیات، حق سلامت و حق بر استاندارد مناسب زندگی میشناسند. تهدید به نابودی نیروگاهها، در واقع تهدید به بازگرداندن یک ملت به قرون وسطی و سلب کرامت انسانی آنهاست. این رویکرد که «برای رسیدن به اهداف سیاسی، زندگی روزمره مردم را به گروگان بگیریم»، نه تنها با اصول دموکراتیک در تضاد است، بلکه بدعتی خطرناک در نظام بینالملل ایجاد میکند که امنیت تمام جهان را به خطر میاندازد.
یادداشت: دکتر جواد شرف خانی| کارشناس رسمی دادگستری
انتهای پیام/